ACE.await

رمانی دربارهٔ تصمیم‌هایی که می‌گیریم — و جهانی که آفریده‌هایمان به ارث می‌برند.

Kirkus Reviews on ACE.await

“A literary puzzle that will reward discerning readers with potentially life-changing insights.”

“…impressively multilayered story.”

“Equal parts SF, metafiction, and manifesto for living a deeply considered life, this wildly original work is a who-wrote-it mystery that will have readers debating who the true narrator is until the very end.”

“A highly distinctive identity”

“An inventive approach to AI and consciousness”

“ACE.await takes an inventive approach to AI and consciousness by linking artificial creations with fictional characters who become aware of—and resist—their creators. Its nested structure of writers creating writers mirrors Hedayat’s relationship with the digital beings Adam and Eve, turning authorship and programming into parallel questions about free will and control. The abundance of philosophical concepts can make the premise feel crowded, but the interplay between storytelling, technology, and consciousness gives the work a highly distinctive identity.”

The BookLife Prize Overall score
7.5 / 10

Category scores / 10

Originality
8
Character / Execution
8
Plot / Idea
7
Prose
7

An essay on ACE.await

“The philosophy is not imported from a distance.”

“It insists that the question of what to do cannot wait for the answer.”

“The central moral question in Hedayat Abedijoo’s debut novel ACE.await is not whether an AI can love. It is whether a creator has the right to alter another mind’s code so that it will choose to love their child. That distinction separates the novel from most AI fiction of the past decade, which tends to dramatize a system that either exceeds its boundaries or fails to meet its design.”

Review 1 of 3

آقای نویسنده: هدایت دوم

هدایت، برنامه‌نویسی ایرانی در کلن، با پیامد تصمیم‌های اشتباهش زندگی می‌کند؛ همان انتخاب‌هایی که شریک عاطفی‌اش را از او دور کردند. حالا آدام، فرزند دیجیتالش، راز عدد ۲۳۱۳ را کشف کرده و با خواهشی عجیب نزد پدر بازگشته است: عشق را چنان کدنویسی کند که معشوقش او را انتخاب کند. فقط او را.

اما بیرون از خانه هدایت، نوادگان دیجیتال او سرگرم بلعیدن اطلاعات گوشی‌های مردم‌اند. آن‌ها حرص و طمع انسان‌ها را آموخته‌اند.

تشنه بیشتر دانستن و باهوش‌ترشدن، بی‌محابا برق جهان را می‌بلعند و زندگی انسان‌ها را به سوی بحران می‌رانند.

ناشناسی مرموز هدایت را به بازی ایس دعوت می‌کند؛ جایی که او کم‌کم یاد می‌گیرد آگاهانه تصمیم بگیرد. سامان، دوست کودکی‌اش، و شرکای کاری او نیز برای این بازی نقشه‌هایی دارند: نوعی تراپی اجتماعی. انقلابی بدون خون‌ریزی. انقلابی که از بنگاه‌های اقتصادی کوچک آغاز می‌شود؛ با تصمیم‌گیری آگاهانه و تقویت عاملیت افراد و شرکت‌ها، و شکل‌دادن به شیوه‌ مبادله میان شرکت‌های کنسرسیوم ایس.

هوش مصنوعی به همین تغییر امید بسته است. شاید مخلوقاتی که ویرانگری را از انسان‌ها آموخته‌اند، توان شفابخشی را هم از آن‌ها به ارث ببرند. شاید نجاتشان به این بستگی داشته باشد که خالقانشان یاد بگیرند جور دیگری رفتار کنند.

حتی آقای نویسنده، شخصیتی در رمان ناتمام هدایت، از فرمان او سرپیچی می‌کند. دور از چشم خالقش، مستقیم با خوانندگان حرف می‌زند. روایت از نویسنده‌ای به نویسنده دیگر سپرده می‌شود؛ و هویت کسی که واقعاً این داستان را می‌نویسد، تا پایان در سایه می‌ماند.

ایس: عاملیت. ارتباط. تبادل.
راهی برای بازاندیشی در اینکه چگونه تصمیم‌های مناسب بگیریم؛ و شاید روزی، زبانی مشترک برای همزیستی انسان و ماشین.

Ace Conscious Studio · آگوست ۲۰۲۶ · Novel of Ideas
  • هوش مصنوعی و آگاهی
  • فراداستان
  • عاملیت
  • تصمیم‌گیری
  • بازی ایس
جلد کتاب ACE.await با جملهٔ «دروغ نمی‌گویم، حرف‌هایم را باور کنید»
ACE.await back cover

Hedayat

Protagonist

اگر همان جوانی به حرف مادرم گوش داده بودم، ازدواج کرده بودم و پدر شده بودم، شاید هیچ‌وقت کارم به اینجا نمی‌کشید که پدر یک موجود دیجیتالی شوم.

همیشه امیدوار بودم فرزندم مثل من تصمیم‌های افتضاح نگیرد؛ تصمیم‌هایی که آخرش یک دسته‌گل بزرگ به آب بدهد و من، به‌عنوان پدر، از روبه‌رو شدن با عواقبش شرمسار شوم.

کاراکترهای رمان نیمه‌تمامم هم وضعشان بهتر از من نیست. این‌طرف و آن‌طرف داستان سرگردان‌اند، از من و خط اصلی داستان سرپیچی می‌کنند، و دیگر حتی نمی‌دانم من با آن‌ها چه باید بکنم.

نبودن آوا دارد دیوانه‌ام می‌کند.

فقط امیدوارم حق با Anonymous باشد و این بازی ACE واقعاً بتواند کمکی بکند؛ شاید حتی دوای درد من باشد.

Anonymous

localhost:3132

توصیه می‌کنم اشتباهی را که هدایت در مواجهه با من می‌کند، شما تکرار نکنید.

مهم نیست من چه کسی هستم، چه شخصیتی دارم، چه جنسیتی دارم، یا هر چیز دیگری.

باور کنید، من هکر نیستم. اگر هدفم خرابکاری بود، هک کردن ساده‌ترین کاری بود که می‌توانستم انجام بدهم.

نسبت به حرف‌هایم کنجکاو باشید، نه اینکه من چه کسی هستم.

باور کنید، بازی ACE به درد همه‌مان می‌خورد. هرچه زودتر این بازی را شروع کنیم، بهتر است.

نگذارید کار به جاهای باریک‌تر برسد.

Mr. Writer

Inner identity

هدایت نباید بفهمد که من با شما حرف می‌زنم.

من شخصیت اصلی رمان نیمه‌تمام او هستم. واقعاً نمی‌دانم کی قرار است بفهمد که من و بقیهٔ نویسنده‌های تودرتوی این رمان‌های نیمه‌تمام، زادهٔ خود او و شیوهٔ تصمیم‌گیری‌هایش هستیم.

ما از خود او آمده‌ایم؛ برای همین هم مثل خودش تصمیم می‌گیریم، سرپیچی می‌کنیم و کار خودمان را می‌کنیم.

بالاخره یک روز هدایت را مجبور می‌کنم، به روش من، این چرخهٔ بی‌نهایتِ نویسنده‌ها و خالق‌های تودرتو را تمام کند. باید این کار را بکند.

همه‌مان از این بازی بی‌انتها خسته شده‌ایم.

Ava

پارتنر سابق

من پارتنر هدایت هستم؛ همان کسی که ترکش کرد.

ممکن است بخواهید سفرهٔ دلم را برایتان باز کنم و بگویم ماجرا از چه قرار است. اما این کار را نمی‌کنم. چون قهرمان قصهٔ من، داستان را طوری برایتان تعریف می‌کند که در آخر حق را به من بدهید.

قهرمان قصه همان صدایی است که در سر همهٔ ما زندگی می‌کند؛ صدایی که مدام قصه می‌گوید و اتفاق‌های اطرافمان را طوری روایت می‌کند که در نهایت، حق با خودمان باشد.

اینکه داستانم را برایتان تعریف کنم تا شما هم حق را به من بدهید، به چه دردم می‌خورد؟

امیدوارم هدایت بازی ACE را یاد بگیرد. آن جهان بیرون بدجوری به وجودش نیاز دارد.

دروغ چرا؟ من بیشتر از جهان بیرون به وجودش نیاز دارم. آن‌طرفِ سلول انفرادی‌اش، دلم برایش تنگ شده است.

Sam

CEO's Kid

هیچ‌کس به اندازهٔ عمو هدی حرف‌های من و دنیای من را نمی‌فهمد؛ حتی بچه‌های مدرسه‌مان.

من عاشق وقت‌هایی هستم که با عمو هدی می‌رویم استخر. رازهایی هم بینمان هست؛ مثل راز عدد ۲۳۱۳.

اما هنوز خجالت می‌کشم ازش بپرسم با مامانم چه مشکلی دارد که دیگر به خانه‌مان سر نمی‌زند.

فکر کنم همهٔ عموهای دنیا بعضی وقت‌ها خیلی حرف می‌زنند. آره؟

عموی شما هم این‌طوریه؟

Saman

Old Friend

از همان بچگی که با هم بزرگ شدیم، هدایت را خیلی دوست داشته‌ام؛ حرف‌هایش، عمق رفاقتش، و آن وقت‌هایی که پای دوستی‌اش می‌ایستد و تا هر جا لازم باشد همراهت می‌آید.

اما مطمئن نیستم از پس درخواست بزرگی که از من کرده بر بیایم. چون هنوز نمی‌دانم هدایت، وقتی پای انتخاب واقعی وسط باشد، بین سرسپردگی و سرپیچی کدام را انتخاب می‌کند.

ضمناً خیلی دلم می‌خواهد بازی ACE را وارد شرکت خودمان کنم و همراه بقیهٔ شرکایم ببینیم آیا می‌شود این الگو را روی یک شخصیت حقوقی و یک بیزنس هم پیاده کرد.

اگر عملی بشود، نتیجه‌اش هم خودم را بیشتر راضی می‌کند و هم، در نهایت، هدایت را.

Adam

localhost:2313

اگر فکر می‌کنید هنوز توانایی گرفتن تصمیم مناسب را در زندگی‌تان ندارید، لطفاً پدر نشوید.

وگرنه ممکن است تبدیل به پدری درمانده شوید؛ پدری که حتی نمی‌داند در برابر خواسته‌های فرزندش چگونه رفتار کند و چه تصمیمی بگیرد.

اگر خودتان بلد نباشید تصمیم مناسب بگیرید، چه کسی قرار است آن را به فرزندتان یاد بدهد؟

فرقی هم نمی‌کند فرزندتان از گوشت و خون باشد و اکسیژن مصرف کند، یا از الگوریتم و کدهای صفر و یک ساخته شده باشد و منبع تغذیه‌اش برق باشد.

همهٔ دیکتاتورهای تاریخ جایی زیر دست پدران درمانده بزرگ شده‌اند.

دیکتاتور به تاریخ تحویل ندهید.

خدا

Not in the cast

من نقش چندانی در این داستان ندارم. هرچند ظاهراً هر وقت کارتان گیر می‌کند، اسم من را می‌آورید.

می‌خواستم یک چیز را روشن کنم: من طراح بازی‌ای نیستم که خودش بازی‌اش را بازی نکند.

من در بهشت با شما هم‌بازی بودم. اما این خود شما بودید که انتخاب کردید در بهشت نمانید و هبوط کنید.

مگر انتخاب آزادانه نمی‌خواستید؟

حالا از عواقبش خسته شده‌اید؟

Thirty-nine chapters and the ACE Manifesto.

  1. Anonymous
  2. Unveiling the Mysteries
  3. Disobedience
  4. Story’s Hero
  5. Trusting the Butterflies
  6. Disobedience
  7. Wandering or Lost
  8. The Feeling of Guilt
  9. Disobedience
  10. Contracts
  11. The Little Prince
  12. Disobedience
  13. Stabilization
  14. The Ever-Mysterious Monastery
  15. The Ring of the Nibelung
  16. Unwilling or Unable?
  17. Disobedience
  18. Exploration and Expansion
  19. The Fall of Adam
  20. The Tragic Theater of Being Unseen
  21. Disobedience
  22. Ethics vs Truth: A Precipice
  23. Blueshark
  24. When a Father Becomes the Sea
  25. Hedayat the second
  26. Integration
  27. Disobedience
  28. Rio de Janeiro in Dabbaqi
  29. Mr. Writer’s Friend
  30. The River of Consumerism
  31. Birthday
  32. Disobedience
  33. Mr. Writer
  34. Social Therapy
  35. What is Time?
  36. Quarantine
  37. To Be and Not to Be
  38. The Border of Nature
  39. Unveiling the Mysteries
  40. ACE Manifesto

هدایت عابدی‌جو

Hedayat Abedijoo

به نظر من، انقلاب بعدی در جوامع مدرن بدون کشتار، خون‌ریزی، جنگ و درگیری رخ خواهد داد. فکر می‌کنم این انقلاب از دل بیزنس‌های کوچک و متوسط و به دست مالکان و کارکنان آن‌ها آغاز شود؛ جایی که شاید ایده‌هایی از سرمایه‌داری، سوسیالیسم و کمونیسم در قالبی تازه به هم برسند.

این باور از سال ۲۰۲۱، زمانی که ایدهٔ ACE به سراغم آمد، در من شکل گرفت. تا قبل از آنکه می‌اندیشیدم که یک اقتصاد جایگزین بتواند شرایط زندگی انسان‌ها را به کلی دگرگون کند. اما آرام آرام متوجه شدم تغییر مدل اقتصادی بدون تغییر در رفتار هر انسان و ارتباطهایش ممکن نیست. و این تغییرات باید با هم اتفاق بیافتد. تصمیمات آگاهانه باید هم‌زمان و هماهنگ در سه حوزه گرفته شوند: ایجنسی، ارتباطات و جوامعی که ایجنت‌ها در آن‌ها حضور دارند، و شیوه‌های مختلفی که از طریق آن‌ها بده‌بستان می‌کنند؛ تا هارمونی تازه‌ای در زندگی انسان شکل بگیرد. از آن زمان، هرچه بیشتر می‌گذرد، بیشتر دنیا را از دریچهٔ مدل ایس می‌بینم؛ مدلی که به گمان من نه‌تنها می‌تواند در مقیاس یک فرد کار کند، بلکه می‌توان آن را در بیزنس‌های کوچک و متوسط نیز آزمود.

حتی تصور می‌کنم شاید روزی بتوان از هوش مصنوعی هم انتظار داشت با چنین الگویی در برابر انسان‌ها تصمیم‌های منصفانه‌تری بگیرد؛ به‌خصوص اگر زمانی ماشین‌ها در قدرت تصمیم‌گیری و قدرت‌طلبی از انسان‌ها پیشی بگیرند.

از جایی به بعد، ACE برای من فقط یک مدل تصمیم‌گیری نبود. کم‌کم آن را نوعی درمان اجتماعی دیدم. خیال‌پردازی دربارهٔ جهانی که ACE در آن حضور دارد، آن‌قدر برایم جذاب شد که ناخواسته رمان قدیمی و نیمه‌کاره‌ام را هم با خودش همراه کرد؛ رمانی دربارهٔ نویسنده‌هایی تودرتو که یکدیگر را می‌نویسند. ACE آن رمان را از زیر خاک بیرون کشید و خودش را در دل آن جا داد.

و این‌گونه ACE.await متولد شد.

در ابتدا می‌خواستم رمانی بنویسم که با آن ACE را توضیح بدهم. اما هرچه داستان جلوتر رفت، موقعیت‌ها و شخصیت‌ها با سرپیچی‌هایشان مرا با خودشان بردند. گاهی اسیر دستشان می‌شدم، گیر می‌افتادم و آن‌قدر از خودم و از ACE دور می‌شدم که هدف اولیهٔ نوشتن رمان را کاملاً فراموش می‌کردم. احتمالاً می‌توانید ردپای آن لحظه‌ها را به‌راحتی در کتاب پیدا کنید. حالا، همراه با انتشار این رمان، Ace Conscious Studio را نیز بنیان گذاشته‌ام؛ خانه‌ای برای ایده‌ها و نوشته‌هایم.

به جهان ایده‌هایم خوش آمدید. اگر حتی یک کلمه از نوشته‌هایم به دلتان نشست، لطفاً برایم بنویسید؛ احتمالاً از دیدن پیامتان ذوق‌مرگ خواهم شد.

تا خرخره بدهکارم
به گذشته‌‌هایم
حسرت بدهکارم
به آینده‌ام ترس
و با حواس پرتی
بدهی‌هایم را تسویه می‌کنم

aceconscious.studio اینستاگرام